توده ی خاکی به طول شش و عرض سه فوت

حسین ابراهیم زاده


 نیوتون برای اثبات ادعای خود در مورد گرانش زمین دلیل ساده ای داشت .او می گفت "سیب می افتد"،و اگر کسی می خواست ناظر بر این ادعا باشد باید زیر یک درخت سیب می نشست و افتادن یک سیب را تماشا می کرد،ولی به همین سادگی هم نبود.این نوع ِ نگرش نیوتون به پدیده ها بود که افتادن سیب را معلول گرانش زمین می دانست ،درست مشابه نگرش کریستوفر الکساندر که اظهار می کرد :"شهر یک درخت نیست".او به شهر به عنوان مجموعه ای از فعالیت ها و پدیده های لاینفک نگاه می کرد که نمی تواند بدون پیوستگی لازم بین اجزایش به حیات خود ادامه دهد . آنچه که مد نظر بنده در نگارش این متن است ،زبان انتقال مفاهیمی است که به نوعی برداشت های خاص ما از رویدادها،پدیده ها و روابط بین عناصر محیط  را به مخاطبان مان منتقل می کند.ما تنها در محدوده ی زبان است که می توانیم شرح ما وقع آنچه را که در ذهن مان در فرایند اندیشیدن اتفاق می افتد،ارائه دهیم.حال چه این زبان،گفتاری و شنیداری،چه زبان تصویری و چه مجموعه ای از تمام ادبیات موجود در زبان ها یعنی زبان معماری باشد،نیاز به تسلط بر الفبای ادبیات آنها احساس می شود و نیل به این غایت فقط در سایه درک عناصر یک مجموعه به شکلی پیوسته و پدیدار شناسانه خواهد بود.


   گستره دامنه ی مجهولات بشر تابعی از سطح آگاهی وی در زمینه های مختلف است.با تغییر ماهیت مسائل از حالت تحلیلی به ترکیبی ،لزوم بهره مندی از خرد جمعی بیش از پیش آشکار می گردد.به نظر می رسد که بهره گیری از توانایی های متخصصان رشته های مختلف کلید راه گشای این مسئله باشد. صحبت از مطالعات بین رشته ای در کشور ما سابقه ی چندانی ندارد وآغاز آن را می توان به همین چند سال اخیر ارجاع داد و البته از میان تمام تلاش هایی که در این زمینه صورت گرفته است محدوده ی کوچکی از آن در همپوشانی مسائل مربوط به شهر و معماری قرار می گیرد.   شهر به مثابه یک نهاد اجتماعی که خاستگاه نظام های فکری متفاوت است،نیازمند ایجاد بستری است تا بتوان دید جامع تر و همه جانبه تری را در چینش فعالیت های آن به کار بست. این اتفاق فقط در زیر سایه ی هم اندیشیو انطباق حوزه های مشترک علوم مختلف صورت خواهد گرفت.مجموعه ای که در حال حاضر با عنوان پاگرد در مقابل شما قرار گرفته است با رویکرد همگرا سازی تلاش های حوزه های مختلف علمی در زمینه معماری و شهرسازی فعالیت می کند.

در این مجله، سعی شده است تا بستری فراهم گردد تا پژوهشگران علوم بین رشته ای طی پرونده هایی اولویت بندی شده به تولید و ارائه مطالب خود بپردازند. تمایز فرمتی که مطالب در قالب آن ارائه می شود با دیگر مجلات چاپی امکان بهره گیری از امکانات نامحدود فضایی برای درج مقالات و مطالب و همچنین ارسال و انتقال اطلاعات به شکلی ساده تر را فراهم آورده است. در این شماره صرفاً به معرفی ادبیات حوزه بین رشته ای بذل توجه شده است تا پژوهشگران حوزه های مطرح شده در سر فصل های مجله به نوعی آشنایی ضمنی با رویکرد ماه پویش داشته باشند. 

 امیدوارم،تا حرکتی که آغاز شده است نوید دهنده ی تحولاتی در روزگار آتی باشد،چه در زمینه مطالعاتی و چه در زمینه کارکردی تا بتوانیم مقصودمان را از آنچه که می سازیم بهتر بدانیم و آنچه را که می دانیم یاری رسان بهتری برای ساختن هایمان باشد. در پایان ،ابراز قدردانی از زحمات تمام کسانی را که یاری رسان ما در این مسیر بودند، وظیفه ی خود می دانم .هر چند که تنها تلاش ما می تواند سپاسی بر زحمات ایشان باشد.اما مضاف بر آن زبان مان هم از انجام این وظیفه قصور نخواهد کرد.     


• Email to a friend • Related • •

رصدخانه کراسبی ، دوگان موریس


 

ادامه نوشته

صنعتي‌سازي مسكن ضرورت‌ها، مفاهيم و آثار

●


ضرورت صنعتي‌سازي ساختمان: جمعيت كشور ما در دهه 60 رشد چشمگيري داشته و اين رشد بي‌سابقه موجي از تقاضا را در طول اين مدت در سنين مختلف ايجاد كرده است كه همزمان با رشد سني جمعيت آن دوره اين موج نياز نيز حركت كرده است و اكنون نيز موجي از تقاضاي ازدواج، اشتغال و مسكن را به دنبال دارد.

همان طور كه مي‌دانيم وقتي مقياس نياز و ميزان تقاضا افزايش مي‌يابد، ديگر روش‌ها و شيوه‌هاي دستي و سنتي پاسخگوي آن نخواهد بود و ضرورت ايجاب مي‌كند كه ساز و كارهاي موجود، متناسب با تقاضا تغيير نمايد و امروزه اين ضرورت در بخش اشتغال و مسكن به نهايت خود رسيده است. همچنين در كنار افزايش تقاضا، نياز به ارتقاي كيفيت در مصالح و روش‌هاي ساخت و ساز، وجود بي‌نظمي و عدم توان توليد محصولات مدولار و استاندارد در روش‌هاي سنتي و در نهايت نياز به كاهش قيمت تمام‌شده با تغيير در تيراژ توليد، از جمله مواردي هستند كه ضرورت صنعتي‌سازي ساختمان را پررنگ‌تر مي‌نمايند.
مفهوم صنعتي‌سازي و تفاوت‌هاي آن با سنتي‌سازي:
صنعتي‌سازي به دو بخش افراز مي‌شود: بخش اول، به‌كارگيري مصالح نوين و صنعتي است و بخش دوم كه بسيار مهم‌تر و قابل تامل‌تر است، شيوه و نحوه به‌كارگيري اين مصالح است. اين به معناي استفاده از سيستم‌هاي اتوماسيون و به حداقل رسانيدن كار توسط نيروي انساني و به تبع آن بالا بردن دقت، به معناي ديگر پيش‌مهندسي كردن فرآيندها چه در مرحله توليد و چه در مرحله اجرا. اگر بخواهيم در يك جمله صنعتي‌سازي را به معني عام كلمه تعريف نماييم بايد بگوييم:
همان طور كه از پيش نيز اشاره شد سهم‌ عمده در صنعتي‌سازي، تفكر مهندسي و پيش‌مهندسي كردن فعاليت‌ها و فرآيند‌ها است و اين به معني آن است كه مي‌توان حتي در استفاده از مصالح سنتي نيز روش‌هاي كهنه و پوسيده را كه در مقياس نياز اندك گذشته مورد استفاده قرار مي‌گرفت به روش‌هاي نوين و پيشرفته روز ارتقا داد و اين معني اصلي صنعتي‌سازي است كه در تمامي زمينه‌ها بايد اعمال گردد و به عنوان يك اصل دنبال شود.
سنتي‌سازي آن هم در تعاريف امروز دنيا استفاده از روش‌ها و توان محدود ديروز در مقابل نياز به پاسخگويي تقاضاي گسترده امروز است كه قطعا به واسطه عدم تناسب نيازمند نگاه ويژه و تغييرات سريع است وگرنه محدوديت‌هاي بسياري را در اين زمينه دامن خواهد زد.
آثار صنعتي‌سازي ساختمان:
نگاه صنعتي و در كل صنعتي‌سازي از مزاياي بسياري برخوردار است و از آن جمله مي‌توان به موارد ذيل اشاره نمود:
1 - افزايش سرعت احداث و ارتقاي توان انبوه‌سازي
2 - كاهش هدرروي منابع و مصالح كه شامل موارد ذيل مي‌باشد:
الف- كاهش در برداشت از منابع طبيعي: به طور مثال براي ساخت يك قالب آجر حدود 95درصد ماده بسيار باارزش و كمياب به نام خاك رس از طبيعت برداشت شده و عينا تبديل به آجر مي‌شود در صورتي كه مصالح پركننده‌اي به نام بلوك‌هاي AAC از طبيعت حدود 30درصد ماده بسيار فراواني به نام سيليس (ماسه) برداشت شده كه در تركيب مواد شيميايي ديگر و فرآيند خاصي تبديل به بلوك AAC با آن خصيصه‌هاي مختص به خود مي‌شود.
ب- كاهش پرت مصالح: كه براساس برآوردها هزينه پرت هر قطعه ناقص بالغ بر 15درصد بيشتر از هزينه تمام شده قطعه سالم است.
3 - كاهش مصرف انرژي:
كه چه در مرحله توليد، چه در مرحله اجرا و چه در مرحله بهره‌برداري قابل حصول مي‌باشد. امروزه با توجه به محدوديت منابع انرژي فسيلي و بحران انرژي و ايجاد آلودگي‌هاي زيست‌محيطي و مصرف 30 تا 35درصد انرژي توسط بخش ساختمان، توجه به روش‌هاي مختلف فعال و غيرفعال در جهت بهينه‌سازي مصرف انرژي در بخش ساختمان از اهميت خاصي برخوردار مي‌باشد.
اين در حالي است كه بخش خانگي در كشورهاي توسعه‌يافته 15 تا 20درصد از مصرف انرژي را به خود اختصاص مي‌دهد.
4 - ارتقاي كيفيت:
توليد كارخانه‌اي كه طي آن تضمين كيفيت محصولات در واحد كنترل كيفي كارخانه انجام مي‌پذيرد.
جايگزين شدن نظارت فرآيندي در حين اجرا به جاي نظارت موضعي و مقطعي: (اتصالات، وزن، نازك‌كاري)
5 - طراحي و توليد مدولار اجزاي ساختماني و ابعاد فضاها متناسب با تناسبات انساني:
كه نتيجه آن ساده‌سازي و ايجاد نظم نوين و انتظام‌يافته در روند طراحي، توليد و اجراي ساختمان‌ها از طريق تعيين مدول پايه و ضمائم آن خواهد بود كه به واسطه مدولارسازي هم مي‌توان از فضاهاي پرت و هم از پرت در مصالح جلوگيري نمود.
6 - زمينه‌ساز ورود قشر تحصيل‌كرده و بانوان در امر ساخت‌وساز به دلايل تغيير ماهوي كار
7 - تامين بهداشت و ايمني در محيط‌ كارگاه:
مسلما انتظار مي‌رود تا يك سيستم مديريت جامع و يكپارچه موجب كاهش حوادث و به دنبال آن عدم اتلاف منابع انساني و مالي گردد.در كنار تمامي مزاياي انكارناپذيري كه به كارگيري شيوه‌هاي صنعتي به ارمغان مي‌آورد، بايد به اين مقوله اذعان داشت كه عدم مديريت صحيح و كارآمد كه بتوان زنجيره تامين مناسب را جهت تحقق و راهبري اين صنعت عظيم پيش‌بيني و فراهم آورد مي‌تواند تمامي فرصت‌هاي معروض را به تهديد تبديل نمايد. لذا در اين زمينه استفاده از سابقه بالغ بر نيم قرن كشورهاي صنعتي لازم به نظر مي‌رسد كه البته هم از چندي قبل با مطالعه و بررسي‌هاي انجام شده از طرف دولت محترم در اين زمينه گام برداشته شد و براساس مصوبه نمايندگان ويژه رييس‌جمهور در بخش مسكن در اسفندماه سال 1386 شركت مديريت پروژه‌هاي ساختماني ايران (مپسا) به نمايندگي از سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران (ايدرو)، به‌عنوان مجري و متولي طرح صنعتي‌سازي مسكن ماموريت يافت تا شرايط ظرفيت‌سازي لازم و بستر مناسب براي تولد و رشد توان صنعتي و تكنولوژيك در زمينه صنعت ساختمان و ساختمان‌سازي صنعتي را تا رسيدن به بلوغي پايدار فراهم آورد و اين به عنوان نقطه عطفي در مديريت يكپارچه صنعتي‌سازي ساختمان در كشور به حساب مي‌آيد.
ماموريت اصلي مپسا مشاركت و انجام حمايت‌هاي مادي و معنوي وفق قوانين جاري و ابلاغيه‌هاي دولتي جمهوري اسلامي ايران به منظور توانمندسازي بخش خصوصي با هدف احداث كارخانجات توليد مصالح نوين ساختماني با استفاده از فناوري‌هاي نوين بود. ليكن همان‌طور كه لازمه گردش مناسب و متناسب چرخ صنعت، چرخش همزمان چرخ‌دنده‌هاي زيرمجموعه آن است و كندي و تندي چرخ‌دنده‌هاي درگير سبب ايجاد اخلال در نظم مورد انتظار در سيستم شده و حركت به سمت هدف را با مشكل و معضل مواجه مي‌سازد، لذا مپسا با بررسي همه‌جانبه شرايط حال حاضر كشور، تهديدها و فرصت‌ها، سعي در تنظيم اجزا و قطعات ذي مدخل ولي جدا از هم نمود. براي مثال جهت پيشبرد امر خطير صنعتي‌سازي و به منظور فراهم نمودن بستر مناسب رشد و تبلور آن از ابتداي پيدايش، ‌با دعوت از معاونين وزراي ذيربط در مقوله مسكن به عنوان هيات‌مديره شركت و رايزني‌هاي متعدد با مركز تحقيقات ساختمان و مسكن وزارت مسكن و شهرسازي جهت مباحث علمي و فني، طرح‌هاي صنايع نوين وابسته به وزارت صنايع و معادن جهت معرفي و كمك به طرح توسعه كارخانه‌هاي توليدكننده سيستم‌هاي نوين سازمان شهرداري‌هاي كل كشور جهت ترويج و فرهنگ‌سازي در شهرداري‌هاي سراسر كشور، شهرهاي جديد جهت نمونه‌سازي و پايلوت‌سازي وزارت تعاون جهت راه‌اندازي و تشكيل تعاوني مسكن صنعتي مهر، وزارت كار و امور اجتماعي جهت آموزش نيروهاي كار به ميزان 180.000 نفر ظرف مدت 5 سال، برخي از دانشگاه‌ها جهت تدوين و ارائه دروس مرتبط در مقاطع تحصيلي دانشگاهي و ديگر سازمان‌ها، ارگان‌ها و وزارتخانه‌هاي مرتبط سعي نموده تا سازوكارهاي مورد نياز را از قبل فراهم نمايد و به اين ترتيب به عنوان حلقه وصل اين زنجيره شرايط و محيط قانوني براي تحقق بالنده و پاينده صنعتي‌سازي ساختمان را در كشور فراهم آورد.
*معاونت فني مهندسي شركت مپسا

EFTEKHARI  PROJECT

















 

پروژه 144 واحدی مسکن کارکنان بیمارستان امام سجاد رامسر

















 
 

نمونه کارهای خودم

























سيتي سنتر بزرگ اصفهان

سيتي سنتر بزرگ اصفهان

سيتي سنتر بزرگ اصفهان

معرفي ، در سايه شناخت موجود از اين شهر ريبا شركت " پرستيژلند ايران " با سرمايه گذاري خارجي و داخلي و نيز بهره گيري از كارشناسان و متخصصان مجرب معماري و طراحي ، اقدام به احداث مجتمع گردشگري ، تفريحي و تجاري با نام اصفهان سيتي سنتر نموده است. مجموعه اي كه از آن با نام شهري كوچك در [ ... ]

ادامه نوشته

مجموعه میز های منزا

مجموعه میز های منزا

مجموعه میز های منزا
ادامه نوشته

هتل تفریحی میرعمار، الگونا- مصر مایکل گریوز

ادامه نوشته

افسانه ای به نام ظه حدید

افسانه ای به نام ظه حدید


واقعا لقب افسانه برای ظه حدید خیلی کوچک و حقیر است . معماری که هر کدام از کارهایش رنگ و بویی تازه دارد ، خلاقیت این زن عراقی تمام ناشدنیست . کارهای او هر انسانی را برای دقایقی به فکر وا می دارد و ذهن را از مرز های محدود کننده خارج می کند و به دنیایی از خیالات می کشاند. در ادامه تصاویری از کارهایش را مشاهده خواهید کرد.

 
ادامه نوشته

اریکه ایرانیان-بزرگترین مجموعه فرهنگی-ورزشی-تجاری خاورمیانه

اریکه ایرانیان-بزرگترین مجموعه فرهنگی-ورزشی-تجاری خاورمیانه

Image

ادامه نوشته

انتقاد سردبیر یک نشریه معماری از پردیس سینمایی پارک ملت و جواب تکین طرح به این انتقاد

 




ساناز افتخارزاده سردبیر نشریه "معماری و ساختمان" در مطلبی با عنوان "ساختمان پردیس سینمایی پارک ملت، بهانه­ای برای نقد جریان معماری امروز ایران" با اشاره به اثر پاپیونی شکل رضا دانشمیر که این روزها موجب شهرت این معمار جوان شده، به نقد جریانی در معماری ایران می پردازد که به اعتقاد وی در حال قوت گیری است؛ وی در بخشی از مقاله خود ضمن ابراز خرسندی از آنچه با کنایه "حضور معماران تحصیل کرده" می خواند می نویسد: "اکنون در وحشت آنیم که این طراحان جدید آخرین نفس­های معماری ایران را بگیرند...".
Reza Daneshmir - Sanaz EftekharZadeh
ظاهرا این نوشته از یک سو با پاسخ شدیدی از جانب رضا دانشمیر در قالب جوابیه ای به دفتر مجله مواجه گردیده و از سوی دیگر حمایت گروهی را در پی داشته که اعتقاد به لزوم حضور روح و هویت ملی در معماری دارند و نوع نگاه دانشمیر را رویکردی گرته برداری شده از غرب می دانند؛ رضا دانشمیر که این روزها در کنار مشتریان بخش خصوصی در قالب بناهای مسکونی، طرف قرارداد شرکت توسعه فضاهای فرهنگی شهرداری تهران است، چندین طرح دیگر را نیز از این کارفر در دست کار دارد که از جمله مسجد مقابل پارک شهر پروژه ای است که با توجه به اهمیت ساختاری اسلامی/ایرانی آن، پیش بینی می شود اعتراضات هویت گرایان را با توجه به نوع معماری غرب گرای دانشمیر، در پی داشته باشد.

مسجد مقابل پارک شهر پروژه ای است که با توجه به اهمیت ساختاری اسلامی/ایرانی آن، پیش بینی می شود اعتراضات هویت گرایان را با توجه به نوع معماری غرب گرای دانشمیر، در پی داشته باشد


در ادامه بخش هایی از مطلب ساناز افتخارزاده سردبیر نشریه "معماری و ساختمان" که در در شماره هجدهم این نشریه به چاپ رسیده است می خوانیم:

"از آنجا که این پروژه تجسم جریان فکری خاصی در زمینه معماری است که شاید بتوان آن را Concept گرایی نامید و امروزه در میان فارغ­التحصیلان و معماران جوان به عنوان رویکردی نوین رایج است، برخود لازم دیدم ضمن نگاهی کل نگر با بررسی نکات منفی و مثبت این بنا به عنوان نمونه­ای واقعی از این جریان، تخمینی از معماری نوین ایران، فرای ساخت و سازهای عمومی و تصویری از آینده­ای که این گرایش می­تواند در این عرصه رقم زند به دست دهیم.


متاسفانه علاوه بر طراحی، اکثرا نقد و قضاوت معماری نیز در کشور ما سلیقه­ای است. تا زمانی که بخواهیم کارهای معماری را صرفا با سلیقه شخصی طراحی و داوری کنیم و زبان مشترک و معیارهای مشخصی برای آموزش، نقد و قضاوت آن نداشته باشیم هرگز پیشرفتی در این زمینه حاصل نخواهد شد و هرقدر تاکید کنیم که معماری باید پیوند خود را با گذشته این سرزمین و بستر طراحی حفظ کند کسی نخواهد پذیرفت.

معماری پدیده­ای میان علم و هنر است و هردوی این عرصه­ها بر مبنای زبان مشترک و شناخت، تسری و ارتقاء می­یابند پس معماری نیز باید در جستجوی زبان مشترک برای رساندن پیام خود و خالقش به مخاطبانش باشد. الفبای این زبان مشترک با مخاطبان در هنر معماری ایران می­تواند مفاهیم شکلی و درونی معماری گذشته ایران، سمبل­ها و نشانه­ها، کیفیت فضایی و الگوبرداری از فرهنگ بومی باشد و دستور علمی این زبان مشترک که به عنوان پایه باید در معماری نوین ما محفوظ گردد ارتباط بنا با بستر طرح، اقلیم، ملاحظات زیست محیطی و همسایگی­های آن است. با این محدودیت­ها، معماری که بتواند اندک واژه­ای بر این زبان مشترک بیافزاید معمار خلاق است و همگان از متخصص و عوام منتظر ادراک این سخن نوین خواهند بود تا بدان بیاندیشند و برای همیشه آن را در تاریخ شکوهمند معماری ایران به یادگار نگه دارند.

برکسی پوشیده نیست که خواسته یا ناخواسته به سوی جهانی شدن می­رویم و در دهکده جهانی فردا ملتی که حرفی برای گفتن نداشته باشد جایی ندارد. جای پرسش است که چرا درحالیکه کانون توجه ارزش یابی جهانی متمرکز بر فرهنگ و تاریخ تمدن و چگونگی تبلور امروزی آن در کشورهای گوناگون شده است معماران جوان ایران به جای آشکار نمودن ارزش­های والا و برکشیدن قابلیت­های شایسته فرهنگی و هنری این سرزمین، استعداد و عمر خود را صرف پرورش Concept های بیگانه­ای می­کنند که کمتر فرصت تجربه فضایی آن را دارند و حتی با شدت و تعصب از آنها دفاع می­کنند.




در حالی که در انتظار پاگرفتن معماری ایرانی اسلامی بودیم، سالها با طرد معماران از صحنه ساخت و ساز و واگذار شدن این عرصه به عده­ای نوکیسه شاهد ساختمان­های کریه و تابوت­های طبقاتی خاکستری بودیم که چون سرطان شهرهای ایران را درنوردیدند. بسیار شاد شدیم که فضای اندکی برای حضور معماران تحصیل کرده گشوده شد. اکنون در وحشت آنیم که این طراحان جدید آخرین نفس­های معماری ایران را بگیرند."

 

مطلب فوق در آبانماه ۱۳۸۸ در سایت آرونا و همچنین در ماهنامه مربوطه به چاپ رسیده است...

و اما جواب ما...
معماری هنری است مهندسی ساز....هنری که بيش از هر هنری تابع زمان و تکنولوژی است...در عين حال خالق يک اثر معماری ميراث دار گذشتگان است ولی مساله اينجاست که سهم اين خالق از معماری چيست؟
آيا او نمی تواند ايده ی خود را که حاصل فکر و انديشه و ... اوست در اين بادی ويران گر وارد نمايد؟

فرم کشيده ی پرديس سينمايی دانشمير در يک نگاه ياد آور فرمهای اکسپرسيونيستی دارد و خود پروژه از معدود پروژه هايی است که در ايران اجرا شده است و در نگاهی مثبت به زيباترين شکل سازه و معماری را در يک همگونی کامل کنار هم گرد آورده است بطوری که می توان معماری پروژه را حاصل تفکر  و همگونی فرم و سازه دانست!
از طرفی حجم پروژه حاصل کشیدگی سایتی است که دانشمیر به بهترین شیوه توانسته بدان پاسخ گوید.شکاف موجود در وسط حجم توانسته به بهترین نحو چشم اندازی از سایت را در قالب حجم این بنا نمایش دهد . ترفندی که هم در سازماندهی فضای داخلی و هم در حجم ساختمان بکار رفته باعث شده تا تداوم فضایی پارک در درون حجم پروژه احساس شود و این نکته ای است که بر تعلق بیشتر حجم پروژه با سایت و اندیشه معمار تاکید می نماید....
از طرفی در پاسخ به مقاله خانم
ساناز افتخار زاده بايد گفت مشکل جدايی معماران امروز از سنت و... در ايده ی شکل گرفته از سوی آنان نيست بلکه در جريانی است که از آن بنام آموزش معماری ياد ميکنيم . در کتب معماری معاصر در پروژه های نقد آثار معماری و در دروس طراحی ما خواستار چنين طرحهايی از دانشجو هستيم و...
در رابطه متقابل آن نيز دانشجو به علت حس نو طلبی و ديدگاهی که از اين نوع معماری يافته خواسته و ناخواسته بسوی چنين فرمهايی کشيده ميشود ....
سوال آخر اينجاست که خانم افتخارزاده سمبل ها و نماد ها و... را در چه ميبينند؟ و در نگاهی منتقدانه اگه گرايش بسوی اين نوع معماری اشتباه چرا در مجلات معماری داخلی و ... مدام در حال معرفی اين نوع پروژه ها هستيم ـ هم از نوع داخلی و هم از نوع خارجی آن- ؟؟
پس در آخر بايد گفت بهتر است کمی واقع بينانه به موضوعات بنگريم....
به اميد طرحی که بتواند جوابگوی همه نيازهای يک انسان باشد...

 

بیمارستان کودکان آلبرتا  کالگری- کانادا ،

 

کاسیان                                                      

این بیمارستان توسط شرکت معماری و طراحی داخلی کاسیان طراحی شده و از همان ابتدا به صورت فضایی رنگارنگ و پویا برای کودکان در نظر گرفته شده است.

مهمترین سوال قبل از آغاز پروسه طراحی  این بود : "چه چیزی باعث می شود کودک در بیمارستان احساس آسایش کند؟" برای دستیابی به پاسخ این سوال کارگاه های طراحی به کمک بیماران و خانواده آنها و کارکنان، بحثهای آزاد تشکیل می داد و از شرکا خواسته می شد تا بیمارستان ایده آل خود را توصیف کنند. ایده های حاصل از این کارگاه ها شکل طرح را بوجود آورد: بکارگیری نور روز، جذابیت، عملکرد و تاثیر گذاری، محیط گرم و پویا و هماهنگی با طبیعت.

زمانی که از کودکان خواسته شد که احساس خود را در مورد بیمارستان بیان کنند، بر خلاف پیش بینی تیم طراحی که انتظار پاسخ درد و ترس را داشتند، کودکان از بیمارستان به عنوان فضایی کسل کننده و تاریک یاد کردند و بدین ترتیب دیدگاه گروه طراحی تغییر کرد. در تمرینی دیگر با دادن تعدادی مداد و کاغذ از کودکان خواسته شد تا دیدگاه خود را از بیمارستان ترسیم کنند. نظرات کودکان نسبت به سنشان بسیار منطقی بود: پنجره ها و ساختمانهای رنگارنگ و تخیلی، مصالح گیاهی و وجود حیوانات خانگی.

پنجره ها جهت کاهش مقیاس بنا بکار گرفته شد. رنگهای روشن و جسورانه به عنوان محور اصلی طراحی قرار گرفت. برای بیمارانی که قادر به بیرون رفتن نیستند یک اتاق نورگیر با پنجره های بزرگ تعبیه شد تا فضای بیرون را به داخل ساختمان هدایت کند. فضای دو طبقه مرکزی بیمارستان نه تنها استفاده کنندگان را هدایت کرده و در یافتن راه به آنها کمک می کند، بلکه به صورت تاتری است در اطراف که با سن قابل جابجایی، به همراه نور و صدا تکمیل می شود.

خوش آمد گویی به کودکان بیمار و خانواده های آنها قبل از ورودشان به بیمارستان، از پارکینگ گرم و سر پوشیده آغاز می شود که در حکم پناهگاهی است جهت مقابله با سرمای سرد زمستان. برای خانواده هایی که شب هنگام می رسند مکانی برای اقامت و خدماتی از قبیل صبحانه قبل از یافتن هتل وجود دارد.

طراحی یک راهرو با یک ورودی از خارج بیمارستان و ورودی دیگر از داخل به کودکان این اجازه را می دهد تا اوقاتی را با حیوانات خانگی سپری کنند. یک آکواریوم، یک آتلیه هنر و موسیقی، و فضاهای بازی و تجمع مرکزی، بیمارستان را مبدل به مکانی جالب و نشاط آور نموده است.

یک بخش شامل کتابخانه، مشاوران و امکانات کامپیوتر، واقع در طبقه دوم، خانواده ها را قادر می سازد تا در مورد بیماری فرزندشان آموزش ببینند. علاوه بر آن شش باغ، از جمله یک باغ سیب، خوشی و آسایش را برای خانواده ها فراهم می سازد.

 

 

 

 

 

 

نکاتی درباره رشد و پیشرفت فردی

 

این روزها اصطلاحات رشد فردی، پیشرفت فردی و کمک به خود خیلی باب شده است. خیلی از کتابها و وب سایت ها را بر مبنای این موضوعات می بینیم. به نظر میرسد که مردم برای پیدا کردن راه حلی برای مشکلاتشان به درون خود رجوع می کنند. و برای این منظور به دنبال اطلاعات، تکنیک ها، کارگاه های آموزشی و سخنرانی هایی هستند که راه آنرا نشانشان دهد. مردم فهمیده اند که رشد و پیشرفت فردی کیفیت زندگی آنها را بالا می برد.

ذهن ناخودآگاه یکی از کلیدهای رشد و پیشرفت فردی است. با تغییر محتویات ذهن ناخودآگاه می توانید عادات و رفتارهایتان را تغییر دهید. اینکار از طریق تجسم سازی، استفاده از عبارات تاییدی، مدیتیشن و بررسی رفتارها و عادت ها میسر است.

فرایند تغییر درونی نیاز به کار و تلاش درونی دارد. خواندن فقط کافی نیست، باید آنچه خوانده اید را تمرین کنید و این نیازمند زمان و تلاش است. چیزی به اسم پیشرفت فردی فوری وجود ندارد. هر تغییر درونی زمان می برد و برای آن باید انگیزه، تمایل، جاه طلبی، پشتکار و فداکاری داشته باشید. مقاومتهای درونی و بیرونی را هم باید مد نظر قرار دهید. با شروع هر برنامه رشد فردی اکثر افراد معمولاً با مقاومت های درونی مواجه می شوند که از عادات قدیمی و ذهن ناخودآگاه آنها سرچشمه می گیرد. این مقاومت ها ممکن است از افراد دور و بر آنها نیز باشد.

میل به تغییر، ساختن عادت های تازه و رشد باید آنقدر نیرومند باشد تا بتواند بر تنبلی، میل به دست کشیدن از کار، یا مسخره کردن ها و مقاومت های خانواده، دوستان و همکاران غلبه کند.

اجازه بدهید چیزی درمورد خودم بگویم. من از سنین پایین روی تکنیک های پیشرفت و رشد فردی کار می کردم و آن را منبعی از قدرت درونی، شادی و راهی برای بهتر زندگی کردن می دانستم. یکی از مفیدترین تکنیک هایی که کشف کردم تکنیکی بسیار ساده اما بسیار موثر بود. در این تکنیک به رفتارها و اعمال مردم در موقعیت های مختلف نگاه میکنی و بعد به درون خود نگاه می کنی تا ببینی خودت هم در یک موقعیت مشابه به همان صورت رفتار می کنی یا نه.

وقتی کسانی را می دیدم که خصوصیاتی داشتند که دوست نداشتم، خودم را آزمایش می کردم تا ببینم من هم آن خصوصیات را دارم یا نه. اگر داشتم، در ذهنم یک رفتار دیگر را تجسم می کردم. در چشم ذهنم خودم را می دیدم که خلاف آن خصوصیت را دارم. خودم را در موقعیت هایی تجسم می کردم که آن رفتار جدید را از خود نشان می دهم.

زمانیکه با خصوصیاتی روبه رو می شدم که دوست داشتم، درمورد فواید و مزیت های آن و اهمیتشان در زندگی خودم فکر میکردم. اینجا هم از تجسم سازی و عبارات تاییدی استفاده کرده و سعی می کردم که در زندگی همانطور رفتار کنم.

به این طریق بود که از رفتارها و اعمال مردم اطرافم، در محل کار، خانه، خیابان، و هر جای دیگر بهره های زیادی نصیبم شد. اینکار هیچوقت با هدف قضاوت کردن درمورد آنها یا بهره کشی از آنها نبوده بلکه برای یاد گرفتن نحوه بهتر رفتار و عمل بوده است. این فرایند فایده دیگری هم داشت. علم من را درمورد افکاری که بر رفتار و اعمال مردم تاثیر می کند بالا برد.

شما چطور می توانید از این تکنیک برای رشد و پیشرفت فردی خود استفاده کنید؟

1. به اطراف خود نگاه کنید و ببینید مردم در موقعیت های مختلف چطور رفتار و عمل می کنند. به افرادیکه در محل کار، خانه، سوپرمارکت، در اتوبوس، تاکسی یا در خیابان می بینید دقت کنید. حتی می توانید به افرادیکه در تلویزیون با آنها مصاحبه میشود یا در فیلم ها می بینید هم فایده ببرید.

2. ببینید مردم چطور حرف می زنند، چطور راه می روند، چطور واکنش می دهند و درنتیجه آن سایر افراد چطور با آنها برخورد می کنند.

3. به نحوه استفاده افراد از صدای خود و واکنش آنها به صدای دیگران دقت کنید. ببینید وقتی دیگران داد می زنند یا نرم و آرام صحبت می کنند شما چه احساسی پیدا می کنید. ببینید وقتی افراد عصبانی می شوند، ناراحت می شوند یا برعکس شاد و آرام هستند چه اتفاقی می افتد.

4. اگر چیزی که مشاهده می کنید را دوست ندارید، ببینید چرا و چطور آن را دوست ندارید و بعد رفتار خودتان را بررسی کنید تا ببینید شما هم همانطور رفتار می کنید یا خیر. با خود صادق و بیطرف باشید.

5. اگر متوجه شدید که شما هم بعضی از این رفتارهای نامطلوب را دارید، هر از گاهی به خودتان گوشزد کنید، آنوقت هر بار که چنین رفتاری نشان می دهید کاملاً از آن آگاهید و تمام تلاشتان را می کنید که چنین رفتاری از شما سر نزند.

6. در ذهنتان تجسم کنید که دوست دارید چطور برخورد کنید. چندین بار در طول روز آنرا تکرار کنید.

7. وقتی با رفتار و عملی روبه رو شدید که دوست داشتید، سعی کنید به همان صورت رفتار کنید. اینجا هم چندین بار در طول روز آن صحنه را در ذهنتان تجسم کنید.

8. همچنین می توانید برخی از عادت های سابقتان را کنار گذاشته و عادت ها و رفتارهای جدیدی اتخاذ کنید. مداوم تغییراتی که باید انجام دهید را به خودتان یادآور شوید و برحسب آن رفتار کنید. هربار که دیدید مطابق آن عادت قدیمی رفتار کرده اید، تصمیمتان برای تغییر و بهبودی را به یاد بیاورید و بنابر آن رفتار کنید.

9. اگر زود نتیجه نگرفتید، ناامید و خسته نشوید. مهم نیست که چند بار شکست بخورید یا فراموش کنید که آنطور دلخواهتان رفتار کنید. پشتکار داشته باشید و هیچوقت از تلاش دست نکشید و خواهید دید که چطور خودتان و زندگیتان کم کم تغییر میکنید.

منبع مردمان

تفرجگاه ساحلی لانگ کاوی، مالزی

 

جزیره لانگ کاوی در انتهای شمالی تنگه "مالاکا" و در قسمت جنوبی نوار مرزی تایلند و مالزی قرار دارد. این جزیره منطقه ای آزاد است و سالانه بیش از یک میلیون نفر توریست از آن دیدن می کنند.

ساحل بورائو واقع در لانگ کاوی منطقه ای است از جنگل های استوایی که به طرف تخته سنگ های آهکی و تپه های جزیره کشیده شده است. این جنگل استوایی به دلیل خشکسالی در شش ماه از سال از لحاظ دریافت میزان بارندگی چندان غنی نیست. محیط پیرامون جنگل باز و دسترسی به آن آسان است. گونه های رایج درختی منطقه از نوع درختان بلند و یا گونه ای از درختان دریایی و ساحلی می باشند.

در کل مجموعه ازهتلی با 39 اتاق مشتمل بر ساختمان های کمپ مانند کوچک و اتاق های مهمان و بخش مرکزی با امکاناتی برای اعضا و کارکنان و نهالستان مرتبط با آن تشکیل می گردد. اکثر خانه های مخصوص مهمانان در داخل جنگل واقع شده اند؛ هر چند برخی فضاها در چمنزارهایی قرار گرفته اند که در آن ها درختان جدیدی کاشته شده است.

21 هکتار از مساحت 28 هکتاری مجموعه از جنگل تشکیل شده است و هتلی با آن عظمت به صورت حجمی با تراکم و انبوهی ناچیز به نظر می رسد.

موقعیت قرار گیری درختان موجود تا حد زیادی در طرح بندی جدید تاثیر گذار بوده است. فرم دسترسی ها در خارج از محدوده سایت با توافق نظر بین معمارمنظر، ناظر، پیمان کار و راننده در نظر گرفته شده است. حداکثر قطر مجاز درختان برای کاشت در منطقه 30 سانتی متر و مکان یابی ساختمان ها در سایت طوری انجام شده است که به نحو شایسته بیانگر مرز جنگل باشد.همچنین نمایی سکوی اصلی بر اساس توافق نظر بین معمار منظر و مهندس معمار و برای جلوگیری از اجبار به خاک ریزی زیاد در سایت انجام پذیرفته است.

درختان باتلاقی موجود در زیر هتل مرکزی کنترل و از نزدیک شدن به آن منع شده اند و برای جلوگیری از طغیان و سرریزآب از روش های کنترل لجن استفاده شده است. هتل مرکزی با اتاق های کنفرانس و رستوران ، در بخش دیگری قرار دارد که با ساختمان دیگری که برای اقامت کارکنان در نظر گرفته شده است مجاور است و از این مکان قبلا برای کشت و زرع استفاده می شده است. در بخش مرکزی استخر شنایی از جنس بتن با سیمایی طبیعی از سه جهت قرار دارد : نی زار ، باتلاق و نهر آب با ردیفی از درختان در دو جهت آن. استخر مجموعه به گونه ای در نظر گرفته شده است که از آن برای آبیاری اراضی نیز استفاده می شود.

مسیر ها و راه ها از بتن شسته هستند، از الوارهای چوبی جنگلی در تفرجگاه ساحلی با کف چوبی، پل ها، پناهگاه ها، تابلوها و چراغهای روشنایی استفاده گشته است. ساختمان ها ازسازه بتنی ساخته شده اند. نمای آنها از چوب و پوشش سقفشان از تایل های تراکوتای محلی سفال بدون لعاب است.

ایده کلی طرح مبنی بر اجازه دادن به طبیعت در جهت چیرگی به بنا و جلوگیری از قربانی شدن عوامل طبیعی در برابر عوامل عملکردی است. مسیرهای دسترسی اتاق های مهمان اغلب از طریق رمپ های سراشیب بوده و محل رستوران ها در فاصله نیم کیلومتری از این اتاق هاست. هوای جنگل، گرم و حشرات زیادی در آن وجود دارد که این امر ممکن است مشکل آفرین باشد ولی مهمانان اغلب به تجربه کردن آن علاقه دارند و این خانه های جنگلی هستند که بسیار محبوب و جذاب می باشند.